وبلاگ ادبی | آیدا الهی

در این وبلاگ داستان ها، نثرهای ادبی، شعرها، و نقاشی هایم را به اشتراک می گذارم.

وبلاگ ادبی | آیدا الهی

در این وبلاگ داستان ها، نثرهای ادبی، شعرها، و نقاشی هایم را به اشتراک می گذارم.

۱۱ مطلب با موضوع «داستان» ثبت شده است

 

هیچ‌وقت بلد نبودم اسرار آسمان را با دانسته‌های علمی و ستاره‌شناسی تفسیر کنم. من چه می‌دانستم دب اکبر و دب اصغر چه الگویی در آسمان دارند، یا عطارد کدام نقطه نورانی در آسمان است و زحل کدام. نام و محل هیچ ستاره‌ای را جز ناهید بلد نبودم؛ فقط می‌دانستم که از همه درشت‌تر است و نزدیک‌تر به ماه، که زودتر از هر جرمی در آسمان به پیشواز ماه می‌آید و آن را تا نیستی کامل بدرقه می‌کند. همه نقاط نورانی آسمان برای من ستاره بودند و تاریکی میانشان، عمق سیاهی نادانسته‌ها. و شهر ما آسمان پر ستاره‌ای نداشت، شاید برای همین بود که نادانی‌ام بر دانسته‌هایم می‌چربید.

ولی او ستاره‌ها را می‌شناخت، سیارات را، می‌توانست ساعت‌ها در مورد آسمان، حتی چیزهایی که به چشم دیده نمی‌شدند صحبت کند. بااین‌حال، یقین دارم که او از من هم نادان‌تر بود. کسی که ادعا می‌کند ستاره دنباله‌دار دیده است،

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۰۳ ، ۱۳:۴۷
آیدا الهی